تبليغاتX
ثنا


ثنا

پشت آن واژه ایستاده بودم ،سرک می کشیدم تا بیایی،غافل از اینکه آن واژه تویی





















دیدید بعضی وقت ها هیچ حرفی برای گفتن ندارید .......

هیچ حرفی

نگاه می کنید به چشم هایش .نه.......انگار واژه ها دوست ندارند از دهان" تو " یله شود یا اینکه تو، بلد نیستی چطور به رقص بیاوری آنها را ........واژه ها را می گویم .

******

روزها دارد می گذرد... در اینکه تند، شکی نیست اما من با تند و کند گذشتنشان کاری ندارم. من گذشتنشان را دوست ندارم.

در اینکه زندگی زیباست، شکی نیست اما من نوع نگاه به زیبایی این زندگی را دوست ندارم.

روزها دارد می گذرد... خوشبختانه به حکم آنچه تاکنون خداوند، در مسیر منتهی به" خداحافظی" برایم مقدر کرده، سیه روزی ندیده ام اما از اینکه هنوز پس از گذشت این سال ها که او را بلد شدم -خداوند را می گویم- نتوانسته ام به شمار بی شمار زیبایی های این "بودن" پی ببرم شرمگینم از همان او ،که اگر اینگونه بود بهتر از این می بو دم و سرشار تر و عمیق تر .

روزها دارد می گذرد و من گاهی از خنده ی بیگاه ،یا گریه ی نا خوداگاهی که شاید نفهمیدمشان راضی نیستم.

روزها دارد می گذرد و من گاهی از تاملی بیجا یا شتابی بی معنا رنجیده ام .

روزها دارد مي گذرد و......

زندگی به معنای واقعی، دوست داشتنی است ،عزیز است و تمامیِ من ،با دیدن دوست داشتنی ها در اطرافم قهقهه می زنند.اما كاش عميق تر بودم .....

 

نوشته شده در چهارم بهمن 1387ساعت 0:11 توسط زهره شمس| |


Design By : Night Skin