ثنا
پشت آن واژه ایستاده بودم ،سرک می کشیدم تا بیایی،غافل از اینکه آن واژه تویی
(درسال 40 هجری دربیستم رمضان ،قبل از شهادت فرمودند) اما وصیت من نسبت به خدا آن که ،چیزی را شریک خدا قرار ندهید و نسبت به پیامبر(ص) این است که سنت او را ضایع نکنید. این دو ستون محکم را برپادارید و این، دو چراغ را فروزان نگه دارید . تا آن زمان که از حق منحرف نشده اید سرزنشی نخواهیدیافت که برای هر کس به اندازه ی توانایی او وظیفه ای تعیین گردیده و نسبت به افراد جاهل و نادان تخفیف داده شده است زیرا:پروردگار رحیم،و دین استوار و پیشوا، آگاه است. من دیروز رهبر شما بودم و امروز مایه ی پندو عبرت شما هستم . فردا از شما جدا خواهم شد. خدا شما و من را بیامرزد. اگر از این ضربت و لغزشگاه نجات یابم که حرفی نیست، اما اگر گام ها بلغزد و از این جهان بروم ما نیز چون دیگران در سایه ی شاخسار درختان،مسیر وزش بادوباران و زیر سایه ی ابرهای متراکم آسمان ،پراکنده می شویم و آثارمان در روی زمین نابود خواهد شد. من از همسایگان شما بودم که چند روزی در کنار شما زیستم و به زودی ازمن جز جسدی بی روح و ساکن ،پس از آن همه تلاش وخاموش، پس از آن همه گفتار، باقی نخواهد ماند.پس باید سکوتِ من ،و بی حرکتیِ دست وپا ،چشم ها و اندام من ،مایه ی پند و اندرز شما گردد که از هر منطقِ رسایی ،و از هر سخن موثری ،عبرت انگیزتر است. وداع من و خداحافظی من با شما چونان جدایی کسی است که آماده ی ملاقات پروردگار است. فردا ارزش ایام زندگی مرا خواهید دید و راز درونم را خواهید دانست.پس از آنکه جای مرا خالی دیدید و دیگری برجای من نشست مرا خواهید شناخت. نهج البلاغه خطبه ی 14۹ اين روزا واین شبا، چي دلتون مي خواد از خدا؟ من حالا شدم 24 ساله . و این یعنی بیست و چهار سال گذشت، از............. "بودنم ".
24سال گذشته از روزی که خداوند، انگشت اشارش رو برد به سمت من و گفت :این آدم، باید باشه تو دنیای تعریف شده ی من.
از اون روزی که خدا ....
بی نهایتِ من، هرکلام ،هر هجا، هر آوا، هر نفسِ مرا آنقدر کشدار کن، تا جرعه جرعه بنوشم این همه زیبایی را.
من تا همیشه، از بودنم راضیم.


| Design By : Night Skin |

