ثنا
پشت آن واژه ایستاده بودم ،سرک می کشیدم تا بیایی،غافل از اینکه آن واژه تویی
دروغ چرا ،شاید اگر شیشه ها را هم کثیف نمی کرد، من نمی دیدمش. ولی خودمانیم، چشم هایش عجیب، باور کردنی بود. عجیب! حالا من مانده ام و یک عالمه باور و یک خاطره و............ دوباره من.
نوشته شده در نوزدهم فروردین 1387ساعت
16:35 توسط زهره شمس| |
| Design By : Night Skin |

