ثنا
پشت آن واژه ایستاده بودم ،سرک می کشیدم تا بیایی،غافل از اینکه آن واژه تویی
تقدیم به مادرم که دوستش دارم ،که دوستش دارم ،که دوستش دارم........ تولدت مبارک صدای گریه می آید،صدای حزینی است،اما با آمدنش چه وجدی به چهره ی همگان می پاشد وچه معصومانه، پا به دنیایی می گذارد که در آن از معصومیت خبری نیست. چه شاد است و خوشحال آن کس که معصومی را به جمع همه ی معصومیت های فراموش شده تقدیم می کند تا لبخندی بر لب هر آنکس که زندگی را می فهمد و به آن عشق می ورزد روانه سازد. مادر...و من چه بی محابا کلمه ای را بر زبان می آورم که بر زبان آوردنش نیز مثل فهمیدنش مثل دوست داشتنش ،مثل تمام خوبی های او معنادار و سخت و زیبا و نافهمیدنی است. مادر همان کسی است که به زندگیت حلاوت بخشید و به مسیر تو جهت. تو باید نگاه نگاه کردنی مادرت را با تمام بغض های فرو خورده اش، با بغض های فرو نخورده اش ،با تمامی راز و رمز های وجودش بفهمی. تو اینک وامدار نگاه کسی هستی که بدون او معنی هیچ نگاهی را نخواهی یافت. نظیر دلستانی های مادر نزد هیچ کس نیست. اگر تنهاترین تنها شدی، خدا هست ، اما اگر تنهایی نزد مادرت برو و سر بر زانوانش بگذار زیرا: مادر بسان تمام خوبی هایی است که تو فقط با تعمق، پی به راز وجودش می بری. انگار نه انگار که داره میاد، اصلا آدم فکر می کنه که اومدنش قرار نبوده و نیست اصلا انگار دیگه اومدنو نیومدنش برامون فرقی نداره.. انگار یادمون رفته که چه ذوق و شوقی داشتیم برای اینکه پای سفره ی افطار بنشینیم و باور کنیم که می تونیم یه حس خوب و معنادار داشتاه باشیم. ما انگار خیلی چیزا یادمون رفته. از روی عادت انگار، زندگی می کنیم. خوب ها، برامون خوب و بدها برامون بده. جویای علت ها نیستیم و از این کار خوشمون نمیاد. ما ،ولی یادمون نره اون چیزایی که از یاد بردنشون می تونه برامون گرون تموم بشه. آنقدر زیباو خواستنی بود که دوست داشتی دستشو می بوسیدی و میگفتی که چقدر دوست داشتنی هستی . آنقدر، اما خسته بود که نفهمه تو ،چنین احساسی نسبت بهش داری. اصلا خوابش برده بود. گرچه کارش طوریه که باید فقط یکجا بشینه ،اما حتی فقط حرکت چشمها، برای دیدن این یه عالمه آدم، کافیه که اونقدر خستت کنه که تو فقط، خوابت ببره چه برسه به... خیلی دوست داشتم بیدار بود تا دستم رو روی شونش میگذاشتم یا اینکه نوازشش می کردم. با خودم فکر کردم چرا باید اینقدر خسته بشه که حتی نشسته خوابش ببره .راستشو بخواین کارش خیلی آسونه ،نه تحرکی،نه حتی ایستادن گاه گداری . فقط نشسته اما خیلی کم توانه،اونقدر که دلت براش می سوزه. پسرک فقط چهار سالش بود ،روی پل میدان انقلاب در حال فروختن فال ،نشسته، خوابش برده بود . باد، صد تومانیش را داشت می برد. برام فال می گیری ؟برایش فال گرفتم: گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود تا ریا ورزد و سالوس، مسلمان نشود رندی آموز و کرم کن که نه چندین هنر است حیوانی که ننوشد می و انسان نشود برای سمانه ی دوست داشتنی که زندگی خواست و از مرگ و سیاهی خسته شده امروز روز تولد اماممه. امامی که خیلی دوسش دارم .اونقدر که بعضی وقتا فکر می کنم تنها دوست داشتن این آدم بسه . بسه فقط اونو دوست داشته باشی. سمانه ی خوب !نمی دونی وقتی بهش فکر می کنم چقدر احساس زنده بودن بهم دست می ده.چقدر احساس می کنم که زندگی می کنم . سمانه!تا حالا شده که احساس کنی دلت می خواد یه نفر خیلی دوست داشته باشه، می دونم که شده چون ما دو تا انگار "درد مشترک" زیاد داریم.باور کن که دوست دارم این "امام"آخری منو خیلی دوست داشته باشه. سمانه عطر زندگی،طعم زندگی وحس زندگی و زندگی کردن میتونه در لحظه ای با یک نگاه عوض شه اینو باور داری؟باور داری که بعضی وقتا باید حسرت اون لحظاتی رو بخوری که اگه بهشون اهمیت می دادی زندگیت عوض میشد؟ نمی خوام وارد مقوله ی مذهب بشم گرچه مذهب می تونه صحت و سقمی برای گفته های من باشه درد ما اینه که کمتر کسی مذهب رو از دید احساس و دوست داشتن و حتی عشق بررسی کرده.درد ما اینه که........... ولش کن" درد "ما زیاده، قرار شد از درد حرف نزنم. زندگیرو می تونیم بسازیم، با یه نگاه جدید .فقط کافیه که بگذاریم خدای درونمون با ما حرف بزنه کافیه که بگذاریم تمام بند بند وجودمون یک کلمرو صدا بزنه. کافیه که فقط برای یک لحظه نگاهمون رو به نگاه کسی گره بزنیم که ارزش نگاه کردن و نه دیدن رو داره گرچه سخته اما بالاخره دست یافتنیه باید دنبالش بگردیم مگه دنبال تحول و اینجور مسایل نیستیم مگه نمی خوایم تغییر کنیم مگه... پیدا میشه سمانه ی خوب به راحتی به دست نمیاد باور کن باید نگاه رو عوض کرد انقدر که خودش بیاد و بگه"سلام". وای چقدر مشتاق گوش کردن این سلامم سمانه! این سلام ها خیلی به گوشمون خورده اما............. به گوشمون نخورده . بوی نصیحت به مشام می رسه. تمومش می کنم. فقط همین که:می خوام یه نامه براش بنویسم، یه نامه ی طولانی، مفصل ،با آب و تاب، همین الان ،اینجا: "به نام خدا" سلام دوستت دارم انتهای پیام
| Design By : Night Skin |

